![]() |
![]() |
|
| ๑۩۞۩๑عــشـق سوخـته ๑۩۞۩๑ |
|
عشق یعنی باریدن باران در بهار. عشق یعنی بازی با زندگی به خاطر دل. عشق یعنی بوسه از روی آینه. عشق یعنی دو تا پرستو تو زمستون. عشق یعنی تو و اون دلت. عشق یعنی پرواز رو باند 3 فرودگاه. عشق یعنی عرق سرد روی پیشانی. عشق یعنی رفتن به استادیوم تو زمستون. عشق یعنی دوستیه غیر عادی. عشق یعنی دو تا شدن. عشق یعنی زخم سیگار رو دست. عشق یعنی بازی كردن با دل مردم. عشق یعنی دو ركعت نماز صبح. عشق یعنی احساس سوزش دل. عشق یعنی خرید كارت اینترنت. عشق یعنی گرسنگی دل. عشق یعنی شیر كاكائو با كیك. عشق یعنی من و اون. عشق یعنی گل كوچیك تو بزرگراه همت. عشق یعنی رفتن به جمشیدیه تو زمستون. .... عشق یعنی كثافت كاری دل. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:30 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
سلام خیلی وقت بود که نیومده بودم و آپ نکرده بودم آخه همه چی خوب پیش می رفت خوبه خووووب اما یهو همه چی تموم شد یه جوری که هنوزتوو شک ام! آخه چرا؟ ما که همدیگرو دوست داشتیم چی شد ؟ همشون واسم قشنگ بود آخرین باری که باهات بودم....اگه می دونستم آخرین باریه که میبینمت....بیشتر نگات می کردم و با تموم وجود دستاتو میگرفتم و بهت می گفتم که چقدر دوست دارم " باورم نمیشه رفتی وقتی محتاج تو بودم واسه ی همیشه رفتی " |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:47 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:22 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
آری راست گفته است شاعر: تا شقایق هست زندگی باید كرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 2:39 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار كه در من جاری بود به ابرها كه فكرهای طویلم بودند به رشد دردناك سپیدارهای باغ كه با من از فصل های خشك گذر می كردند به دسته های كلاغان كه عطر مزرعه های شبانه را برای من به هدیه می آوردند به مادرم كه در آینه زندگی می كرد و شكل پیری من بود و به زمین كه شهوت تكرار من درون ملتهبش را از تخمه های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد می آیم می آیم می آیم با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاك با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریكی با بوته ها كه چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم می آیم می آیم و آستانه پر از عشق می شود و من در آستانه به آنها كه دوست می دارند و دختری كه هنوز آنجا در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 11:47 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
من نمی دانم سهمم چه مقدار است
از این دنیا ؟ از این زمین ؟ ولی خوب میدانم : تا زنده ام باید زندگی کنم! من حق زندگی کردن دارم. خدا را شکر!!! پس تا زنده ام سهم خود را نفس خواهم کشید ، از هوای زمین... و نمی گذارم، نا مردان به جای من نفس بکشند. من در زمین هستم. خانه ای دارم. کوچک، و ساده است. نامردان پنجره هایش را دزدیده اند... ولی خانه ام هنوز درب کوچکی دارد، که سهم مرا از زمین آرام نگه می دارد... پشت این درب غوغایی است... من نیک می دانم که : از زمین سهمی دارم. درلحظه مــــــرگ... و آن جاییست برای آرامیـــــــدن ، قطعه ای اندازه پیکر نحیف و زارم. یک متر و هشتاد طول و نیم متر پهنا. فقط همــــــــــــــــــــین ... لحظه مرگم نه اشکتان را می خواهم ، نه شیون و زاریتان را، لحظه مرگ من آسمان خواهد گریست ! خورشید ظهر غروب خواهد کرد ! در ظهر ، دریاها به تلــــــــــاطم خواهند افتاد ! زمــــین به خود خواهد لرزید ! نه به خاطر مرگ من، برای رهایی من، به خاطر آزادی من ... آسمان اشک شوق خواهد ریخت هر چند سیل آسا . خورشید چهره در نقاب می برد. و زمین ... از ته دل خواهد خندید خنده اش هر چند ویرانگر باشد آی آدم هــــــا : اینجا باد هم با من دشمن است. همه گلها یتان را پــــر پـــــر خواهد کرد. فقط بر مزارم پـــا نگذارید. من طاقت عذاب و آتش دارم ، ولی تحمل جهالت شما را ندارم. سهراب هم فریاد می زد - وچه خوش می گفت : - " به سراغ من اگر می آیی نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 12:34 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
سراغ از من نمي گيري گل نازم نمي شناسي صداي کهنه ي سازم نمي دوني مگه اينجا دلم تنگه؟ نمي دوني مگه با غصه دمسازم؟
هواي گريه داره اين دل سردم چشام گريون صدام لرزون تويي دردم شبا تو کوچه ي پر ماتم پاييز به دنبال چراغ خونه مي گردم
برات گفتم حديث برگ خشک و باد لالايي قصه ي پروانه و شمشاد سراغ از من نمي گيري نگير اما فراموشم نکن پروانه ي زيبا
سرود بي وفايي رو چرا خوندي؟ مگه لالايي هامو برده اي از ياد؟ نذار يادت بره پروانه ي زيباي من روزي شده قلبي اسير خونه ي غم ها |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 1:30 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
شعر فریاد
کجایش خنده دارد این شب تاریک و بی سامان ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 1:28 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:56 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 0:4 توسط ...:::...------...:::... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
خوش آمدیدبه منزلگاه عشق. سعی کنید منو با نظراتتون راهنمایی کنید. دوست دار همیشگی شما .::.عاشق دل سوخته.::. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوستی مثل سیمان میمونه هر چقدر بمونی رفتن سخت تر میشه و اگر بروی رد پاهات برای همیشه روش باقی میمونه!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینم یادت بمونه==> تنهایی مرامه عشقه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دی 1386 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
.:.عشق سوخته.:. .:.شعر عاشقانه.:. .:.عکس عاشقانه.:. .:.صاحبان دل.:. .:.عشق یعنی.:. .:.ارسالی هایه شما.:. |
|
RSS
|
